X
تبلیغات
دختر یخی

دختر یخی

!!!

من مطمئنم سلولای مغزم به جا خاکستری ، قهوه ایه!

اینو میشه از تصمیمای مهم تو زندگیم ، راحت فهمید...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 20:26  توسط دختر یخی  | 

...

سلام...

هر چی میام خوب بنویسم نمیشه... یکم شاد باشم نمیشه...

میگممممممم...اونایی که شادن جریانشون چیه؟!! چطوری شادن؟ به کسی چیزی یا جایی رشوه دادن احیانا؟!!!!

ما چرا هیچ جوره شاد نیسییم؟

.

.

.

.

یه زمان... طرف گریه میکرد مبادا تنهاش بذاریم... بعد خودش رفت! حالا از رو معرفت یا دوس داشتن میخوای حالشو بپرسی از صد تا غریبه بدتر حرف میزنه...!!!

آدم تعجب میکنه که درس زنگ زدم اصا؟!! این نبودااااااا

میشینم خودمو نصیحت کنم...:

- مث بقیه باش خره... به کسی خوبی نکن...

- آخه واقعا پست و نامرد بودن انقد راحته؟؟؟؟؟

- نه نیس... اما اینا راحت تر زندگی میکن!!!

- ...

- ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 15:36  توسط دختر یخی  | 

...

درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود

درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 14:42  توسط دختر یخی  | 

...

سلام مــاه مــن !
دیشب رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!گفتم بیایم سراغ ِ خودت .چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن!چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !!می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟!یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود …. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد ! !ماه من !مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان .. خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش !

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 18:58  توسط دختر یخی  | 

قبض برق هم نشدیم، چند نفر از ما بترسن

- ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه!

- قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم!

- موبایل هم نشدیم، روزی هزار بار نگامون کنی!

- پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن!

- آهنگ هم نشدیم، دو نفر بهمون گوش کنن!

- مانیتور هم نشدیم ازمون چشم برندارن!

- کلاه هم نشدیم حداقل باعث سرگرمی ملّت باشیم!

- ته دیگ هم نشدیم که واسطه رسیدن بهمون کلی صبر و سعی و تلاش کنن!

- خودکار هم نشدیم که علم و دانش به دست خودمون نوشته بشه!

- کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کله مون بکشن!

- صندلی هم نشدیم چهار نفر بهمون تکیه کنن!

- مدیر بانک هم نشدیم بریم کانادا خونه 2 میلیاردی بخریم هدیه بدیم به دخترمون!

- آبدارچی بانک هم نشدیم 1 میلیارد بزنیم به جیب!

- بزم نشدیم یه علفی چیزی به دهنمون شیرین بیاد!

- آفساید که خوبه یه خطای ساده هم نشدیم قدِ یه کارت زرد ازمون حساب ببرن... اه

- بیل گیتس هم نشدیم که 500 دلار در ثانیه درآمدمون باشه

- لواشکم نشدیم که یکی برامون ضعف کنه...

- فرزند آخرم نشدیم که هر چی خواستیم مامان بابامون برامون بخرن!

- فرزند آخر هم نشدیم که با داداش بزرگمون بریم بیرون دور بزنیم و حالشو ببریم!

- به استاد میگم استاد شما که 9 دادی حالا این یه نمره هم بده دیگهههههههههه، یه نگاه عاقل اندر دیوانه کرد، دست گذاشته رو دوشم میگه برو درس بخون! استادم نشدیم شخصیت کسی رو خرد کنیم!

- مامور راهنمایی رانندگی هم نشدیم موقع امتحان گرفتن از زنا کلی بخندیم!

- زمبه هم نشدیم حداقل سگارو نگرانمون باشه...

- تام و جری هم نشدیم زندگی مون سرتاسر هیجان باشه

- نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

- نوزادم نشدیم یکی بغلمون کنه

- شریعتی هم نشدیم هر چی جملات قصاره نسبت بدن به ما

- ای کی یو سان هم نشدیم آب دهن بمالیم کف کلمون، همه چی حل شه!

- چاقو هم نشدیم تا حداقل اینجوری بتونیم تو دل کسی بریم

- قاصدک هم نشدیم، پیام رسان و سنگ صبور عشاق شیم

- عینک آفتابی هم نشدیم دنیا رو از دید بقیه ببینیم

- فلش مموری هم نشدیم حافظه مون زیاد باشه

- گوشواره هم نشدیم آویزون ملت شیم

- معادله هم نشدیم، کلی آدم دنبال این باشن که بفهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن

- کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم

- ماکسیما در افغانستان حدود 6 میلیون تومانه، افغانی هم نشدیم بتونیم ماکسیما بخریم!

- مارک آنتونی هم نشدیم جنیفر لوپز رو طلاق بدیم

- ای خدا ... بامزی هم نشدیم بچه ها عکسمون رو بچسبونن روی کتاب و دفترشون

- مگس تسه تسه هم نشدیم ملت رو بخوابونیم

- توپ فوتبالم نشدیم 22 نفر به خاطرمون خودکشی کنن

- بوم نقاشی هم نشدیم یکی بیاد رومون 4 تا درخت و 2 تا دونه پرنده بکشه، قیمتی بشیم واسه خریدن مون سر و دست بشکونن

- گلدونم نشدیم یکی یه گل بهمون بده

- کبری هم نشدیم تصمیم هامون رو تو کتاب ها بنویسن

- کوزت هم نشدیم آخرش خوشبخت شیم

- مهران رجبی هم نشدیم همه به خاطر دماغمون بشناسنمون

- دریاچه ارومیه هم نشدیم دورمون حلقه انسانی تشکیل بدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 17:28  توسط دختر یخی  | 

Inna

As I'm going going down
I have dreamed a better place
As the world turns round and round
Start is always in my fate

Sometimes you go away
A million miles away
Sometimes you don't know where
Don't worry I'll be there

Can you bring me sunrise, can you bring me the sunrise
Can you bring the sun in my way
Can you bring me sunrise, can you bring me the sunrise
Can you bring the sun in my life

Now I close my eyes again
And I'm thiking to myself
Will I ever love again
Hope you'll be a better man

Sometimes you go away
A million miles away
Sometimes you don't know where
Don't worry I'll be there

Can you bring me sunrise, can you bring me the sunrise
Can you bring the sun in my way
Can you bring me sunrise, can you bring me the sunrise
Can you bring the sun in my life

Sometimes you go away
A million miles away
Sometimes you don't know where
Don't worry I'll be there

Can you bring me sunrise, can you bring me the sunrise
Can you bring the sun in my way
Can you bring me sunrise, can you bring me the sunrise
Can you bring the sun in my life

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1391ساعت 0:12  توسط دختر یخی  | 

خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید ...


پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید


من که رفتم، بنشینید و هوارم بزنید


باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد


بنویسید که بد بودم و جارم بزنید


من از آیین شما سیر شدم


پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید


دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید


خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید


ای آنها که به بی برگی من می خندید


مرد باشید و... بیایید و کنارم بزنید...


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 23:16  توسط دختر یخی  | 

...

سلام

دلم خیلی گرفته... انگار قرار نیس باز بشه!! اوضاع من چرا اینطوری شده؟!! روز به روز بدتر. روز به روز گه تر و کسل کننده تر

خیلی خسته ام انگار که سال هاست نخوابیدم. دلم میخواد سرمو بذارم و دیگه بلند نکنم... بخوابم... واسه همیشه. تا همیشه


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1391ساعت 14:0  توسط دختر یخی  | 

...

ای کاش میشد یه گوشه نوشت خدایا... امشب خیلی خسته ام فردا بیدارم نکن...

خدایا بیدارم نکن...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 21:2  توسط دختر یخی  | 

...

سلام...

دنیا آروووم آرووومه... یه آرامش کاملا جدید...!!! یه سکوت یه سکون...

گفتم اینهمه بد و بیرا گفتم یه دفم از این بگم...همین آرامشه... سکوته. 

شرایطم کاملا جدیده.... امسال همه چیش تا الان جدید بوده. ها ها سال تحویل بر خلاف هر سال نرسیدیم پای سفره بشینیم!!! یادمون رفته بود یهو شروع کردیم به دوییدن...یکی لباس میپوشید یکی سفره جم میکرد...خلاصه...!

ما به فال جدید گرفتیم!!!

بخون...بخون...واس تو نوشتم!!!

یادته؟ روزا و لحظه ها رو؟ حرفا و حدیثا؟ من...منی که حافظم از ماهی قرمزم کوتاه تره یادمه...تو که جااااااای خود!!!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 22:14  توسط دختر یخی  | 

...

سلام...

مث هر دفه بعد یه مدت طولانی اومدم...

حرفام داره هر لحظه بیشتر آب میره و کم میشه... ما نسل چی هستیم؟ ما جوونا... نسل بی اعتمادی ... دروغ...بی حرمتی...

دو روز دیگه چی واسه تعریف کردن داریم؟ به عنوان خاطره چی میتونیم بگیم؟ 

چه تفریحی چه لذتی چه جوونی؟

عمر خوشی ها چقد کوتاه شده...

یه دنیا حرف هست و نیست... گوش شنوا هست و نیست...راه چاره هست و نیست

......

خیلی وقته دیگه حرفام رنگ و بو نداره... اگرم داشته باشه تند و تیزه. هم گلوی منو میسوزونه هم چشم و گوش شمارو

سال ۹۰ هم گذشت. یه سال أشغال. افتضاح. هنوز زنده ایم...

باید دید سال جدید چطور میشه یا شایدم ما چطورش میکنیم یا اینکه اون چطور ما رو.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 1:0  توسط دختر یخی  | 

یه عکس..

عکسی که میبینید برنده جایزه پولیتزره 1994 شد. عکس بچه قحطی زده سودانی رو نشون میده که داره برای دریافت غذا به طرف کمپ سازمان ملل سینه خیز میره و  کرکس منتظره که اون بچه بمیره تا بتونه اونو بخوره . این عکس همه دنیا رو متحیر کرد. هیچکس نفهمید که برای اون بچه چه اتفاقی افتاد.

 


عکاس آقای کوین کارتر که بلافاصله بعد از گرفتن عکس اونجا رو ترک کرد سه ماه بعد به علت افسردگی زیاد خودکشی کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 14:17  توسط دختر یخی  | 

یه سوال علمی مذهبی اجتماعی برام پیش اومده :

دوستای گلم یه سوال علمی مذهبی اجتماعی برام پیش اومده :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 13:1  توسط دختر یخی  | 

با 200000 زن خیابانی چه میکنید؟؟؟

با 200000 زن خیابانی چه میکنید؟؟؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 19:46  توسط دختر یخی  | 

دستور العمل های شیرازی برای زندگی بهتر...

دستور العمل های شیرازی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 19:37  توسط دختر یخی  | 

گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم ... !!!

گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم ... !!!

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 19:28  توسط دختر یخی  | 

«نترس بانو!»حالا میگویم بترس! ...

حالا میگویم بترس!!!


2a628856ec81760c7a8617835505bd02-300


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 19:13  توسط دختر یخی  | 

خانم ها هیچوقت نمیفهمند... (دور از جون الی :D)

خانم ها هیچوقت نمیفهمند... (دور از جون الی:D)

بخونــــــــــــــــــش.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 13:44  توسط دختر یخی  | 

عشق...



همانگونه که در تصویر می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست، اما پرنده ماده در مجرای آب خود را قرار داده است و کنار او هم آب زیادی جمع شده است.

این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو آب را بگیرد.

برچسب‌ها: Yakuza_poso
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 22:59  توسط دختر یخی  | 

...


خدایا من دارم میام،یکم با من مدارا کن
شنیدم گرمه آغوشت،اگه میشه منم یه گوشه جا کن
دیگه از دنیا بریدیم،دلامون خیلی گرفته
تو کجایی که ببینی،همه جا رو غم گرفته
 
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 23:4  توسط دختر یخی  |